ارشیا ارشیا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

ارشیا نفس مامان وبابا

واکسن 18 ماهگی

    ماهگی                       بالا خره طلسم سرماخوردگی نفس مامان شکسته شد وتونست واکسن رو با تاخیر ٢هفته ای بزنه. درد واکسنا زیاد بود.اما تا موقعی که سرگرم بازی بودی اصلا نمی فهمیدی اما همینکه دست از بازی می کشیدی شروع به ایراد گرفتن میکردی و همش پاهتو نشون می دادی می گفتی درد درد شب خونه مامان جون و بابا جون خوابیدیم (اخه هر وقت واکسن داری مامانی از تب ک...
20 مهر 1390

وبلاگ پسر خاله جونم

خبر                                               خبر خبر دار             یاسین جیگر خاله هم از امروز وبلگ دار شده   اینم ادرس سایتش   http://yasin_poorkarim.niniweblog.com/       ...
15 مهر 1390

×××××بدون شرح 2×××××

ببینم تو یخچال چی می خوای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی شد پیدا نکردی هنوز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   بهتر نیست بعدن بیای دنبالش شاید یکی دیگه برداشته!!!!!!!!!!! ***ارشیا خیلی جیگری عزززززززززززززززززیززززززززززززززم**** ...
15 مهر 1390

××××××ختنه سورون ارشیا×××××××

سلام سلام صد تا سلام به همه دوستای خوبم که تو این مدت بهمون سر زدن   ٢٨/٦/١٣٩٠ *ارشیا ختنه شد *و *شد یه مسلمون صفر کیلومتر* مبارکه مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک   روی دامن ختنه ارشیا یه شکل پسر وپایینش اسم ارشیا به لاتین نوشته شده ببین چقدر قشنگه عمه ها وخاله های مامان وبابا خاله ها وعمه وزن عمو خودم(ارشیا) زن دایی های مامان وبابا مامان جونا دختر خاله های مامان وبابا ونی نی های ناناز همشون مهمون جشن ختنه سورون من بودن اینم کارت دعوت جشنم به گفته مامانی...
6 مهر 1390

××××عکس های سفر××××

این عکس اولین روزه که رفتیم صبحانه بخوریم ارشیا جون خواب بود وقتی برگشتیم این شکلی شده بود الهی مامان قربون همین خوابیدنات بره عززززززززززززززززززززیزم ارشیا سواره الاغ که با کلی مکافات وگریه زاری پیاده شد تازه میخواست من هم سوار شم پارک بادی بهشت گمشده بهشت گمشده ابشار مارگون سپیدان اینم یجور بارفیکس زدنه بقیه عکس ها رو هم ببینید   ارشیا یاسین ارشیا جون چون تنهایی عکس نمیگرفت مجبور شدم از طبیعت تنهایی واسه سایتش عکس بگیرم   ...
16 شهريور 1390

تعطیلات عید فطر

    تعطیلات عید فطر تصمیم گرفتیم که بریم مسافرت چند روزه من وبابایی وارشیا /مامان جون وباباجون/خاله مهشیدوعمو حسن ویاسمن ویاسین/خاله افروز وعمو امید/(پسر خاله مامان وبابا ) یاسر وخانمش همگی با هم همسفر شدیم تا بریم بهشت گمشده شیراز -ابشار مارگون -سپیدان روز 4شنبه صبح زود حرکت کردیم ساعت 11 بهشت گمشده بودیم خیلی خیلی جای با صفا وقشنگی بود جای همه خالی واقعا که بهشته .حسابی خوش گذشت وای از شلوغی یه کار باحال که کرده بودن تخت های بزرگ وسط اب گذاشته بودن  ولی من دور تا دور تخت رو پشتی گذاشتم از ترس ارشیا همش هم تو حول و ولا بودم بابا ارش هم که همش میگفت نترس بیفته میپرم تو ا...
14 شهريور 1390

اولین جمله

اولین جمله ارشیا در سن 1سال و5 ماهگی بابا اب بیده   وقتی این جمله رو گفتی بابایی بوس بارونت کرد از خوشحالی هر دومون ذوقت میکردیم عاشقتیم ارشیا ...
13 شهريور 1390

مروارید های سفید

پسر گل مامان همزمان 4 تا دندوناش داره در میاد مبارکه مبارک دندونای نو مبارک حالا دیگه ارشیا جون 12تا دندون داره مامان هم از مغازه عمو اشکان براش یه مسواک زرافهای خوشکل خریده  البته داخل جعبه مسواکه یه دونه جوجه یه دونه میمون جایزه بود که تو اونارو بیشتر دوست داری   ...
7 شهريور 1390